امشب فرصت خوبی برای اینجا نوشتن بعد از مدتهاست.چون امروز روز خاصی بود.روزِ رفتن بود. و روزِ فهمیدن اینکه چقدر حالم با رفتن و نرسیدن بهتره تا رسیدن. و اینکه من امروز به یکی از چیزایی که مدتها میخواستمش رسیدم و دقیقا توی اوج، اونقدر غمگین بودم که ...همه جا غمه واسم و چاره ای جز زندگی مسالمت آمیز باهاش نیست.بچسبد به: من یه دچارم , دریمی
برچسب:
نویسنده: میلاد جعفری
تاريخ: يکشنبه
24 بهمن
1400 ساعت: 20:50